
نظریه ای درباره وحی وجود دارد که نه مسئله وحی را به آن شکل عامیانه قبول می کند که وحی را چیزی نداند جز اینکه آدم حرف ها را از راه گوشش می شنود و یک فرشته هم مثل یک انسان می آید و از بالا پرپر می زند می آید پایین، و نه آن را یک امر عادی تلقی می کند که در سطح نوابغ بشری است. در این نظریه اعتقاد بر این است که در همه افراد بشر -ولی به تفاوت- غیر از عقل و حس یک شعور دیگر و یک حس باطنی دیگر هم وجود دارد و این در بعضی از افراد قوی است و آنقدر قوی می شود که با دنیای دیگر واقعا اتصال پیدا می کند؛ (دنیای دیگر چگونه است، ما نمی دانیم) به طوری که واقعا دری از دنیای دیگری به روی او باز می شود و تنها فعالیت وجود و نبوغ خودش نیست. مانند این که ممکن است دو نفر باشند که از نظر نبوغ فردی مثل همدیگر باشند، ولی...
ادامه مطلب
- در آیات قرآن کریم گاهی میبینیم که خداوند از ضمیر مفرد برای انتساب کاری به خود استفاده کرده و فرموده است: «نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ[حجر/۴۹] به بندگان من خبر ده كه منم آمرزنده مهربان.» گاهی نیز میبینیم خداوند برای همین منظور از ضمیر جمع استفاده کرده است. مثلاً فرموده: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلًا[انسان/۲۱] در حقيقت ما قرآن را بر تو به تدريج فرو فرستاديم.» «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ[ق/۵۰] ماييم كه خود زندگى مى u200fبخشيم و به مرگ مى u200fرسانيم و برگشت به سوى ماست.» با نگاهی به این دو نوع کاربرد ضمیر برای خداوند، این ...
ادامه مطلب
- تحمیل عقیده شخصی به قرآن کریم، تفسیر به رأی است؛ کاری که یک استفاده ابزاری از قرآن به حساب میرود. شناخت مفهوم قرآن کریم و تعیین مصادیق آیات گاهی نیازمند تفسیر و تبیین میشود. تفاسیری که خود باید بر مبنای صحیحی بیان شده اند. اگر چنانچه تفسیر قرآن کریم بدون بهره مندی از مبانی صحیح، و بر مبنای هوای نفس و مبتنی بر آرای شخصی شکل گرفته باشد در این صورت مصداقی از تفسیر به رأی، بشمار می آیند. حال این سؤال پیش میآید که از کجا بفهمیم تفاسیر موجود بر مبنای صحیح است یا غلط؟ به بیان دیگر چگونه تفسیر به رأی را از نوع صحیح تفسیر جدا کنیم؟ در این یادداشت در پرتوی روایات به بازشناسی تفسیر به رأی میپر...
ادامه مطلب
تمام گناهان دارای اثرات سوء دنیوی و اخروی هستند و آن آثار ناگوار براساس زشتی و بزرگی گناهان متفاوت است. خداوند برای برخی از بزرگترین گناهان حدّ معلوم کرده است. حدودی که اجرا کردن یک مورد آن، بنا بر متون دینی، از شصت سال عبادت و چهل شب بارش باران، برتر دانسته شده زیرا پیامبراکرم(صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «إقامَةُ حَدٍّ مِن حُدودِ اللّه ِ خَيرٌ مِن مَطَرِ أربَعينَ لَيلةً في بِلادِ اللّه[۱] جارى كردن يك حدّ از حدود الهى، بهتر است از چهل شب بارش باران در سرزمينهاى خدا» و بیان داشتند: «حَدٌّ يُقامُ في الأرضِ أزْكى مِن عِبادَةِ سِتّينَ سَنةً[۲]؛ بر پا شدن يك حدّ[الهى ] در روى زمين، پاکیزهتر از ع...
ادامه مطلب
یکی از توجیهات بیپایه و اساس درباره قرآن کریم، زیر سؤال بردن واقعیّت اعجاز قرآن کریم است. طیّ این تلاش بیثمر، افرادی با تمسخر مقدّسات مسلّمی(همانند قرآن) که معاندان فراوانی به واسطه توهین به این مقدّسات عواقب هولناکی را تجربه کردهاند، آینده تاریکی را فراروی خود به انتظار نشستهاند. تمسخر این گروه کوتهفکر و نادان، با این عبارت گفته میشود؛ که معتقدان به قرآن، اکثراً افراد بیسواد و احمقی هستند که بدون فهم قرآن، از آن تبعیّت میکنند؛ در حالیکه آدمهای تحصیلکرده، که آن را مطالعه میکنند چیز کمتری از آن میفهمند؛ لذا الزامی در تبعیّت از آن نمیبینند. در پاسخ به این مطلب، به بررسی جنس مفاهیم ق...
ادامه مطلب
در عصر ما کجاندیشانی که تاب رشد مفاهیم فطری اسلام و قرآن را ندارند؛ با شبهه افکنی در باره آسان بودن فهم قرآن[1]، مراجعه به کتابهای تفسیری را (به زعم خود) لازم نمیدانند.ما در این مقاله، ابتدا مراد از آسان بودن قرآن را شرح داده و سپس با بر شمردن برخی از فواید تفسیر قرآن، نادرستی ادعای فهم آسان قرآن بدون نیاز به کتابهای تفسیری را ثابت کنیم. مراد از فهم آسان قرآندر قرآن کریم میخوانیم: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ[قمر/17] و يقيناً ما قرآن را براى پند گرفتن آسان ساختیم، پس آيا پند گيرندهu200fاى هست؟»تفسیر المیزان در باره آسان بودن فهم قرآن مینویسد: «مقصود این ...
ادامه مطلب
برخی دائماً با استفاده از مقدّمات معیوب و غیر واقعی در حال تولید شبهه هستند. گرچه این هجمه نسبت به همه موضوعات دین اسلام صورت میگیرد؛ امّا از جمله پردامنه ترین این شبهات نسبت به قرآن کریم بوده است. در این نوشتار به یکی از معروفترین تردیدآفرینیها در مورد قرآن پرداخته و دلایل ردّ آن را به اجمال از نظر میگذرانیم. نیاز به قرآنواقعیّت آن است که انسان، نقاط ضعف فراوانی دارد. این مطلب کاملاً واضح است و نیاز به هیچگونه دلیلی ندارد چراکه؛ همزمان با پیشرفت دانایی او، بر تعداد نقاط ابهام و جهل او در موضوعات گوناگون افزوده میشود. ضمن اینکه انسان بر عدم توانایی خود بر انجام بسیاری از کارها معترف است. ...
ادامه مطلب
در درباره اخلاق . ابتدا معنای حسن و قبح یا همان «خوب و بد» را ذکر میکنیم، سپس ملاک و معیار خوبی و بدی اعمال را مطرح میکنیم و در انتها ثابت میکنیم که عقل انسان توانایی درک خوبی و بدی همه کارها و تکالیف آدمی را ندارد.معنای حسن و قبح (خوب و بد) در کتابهای کلامی و اصولی(۱) برای حسن و قبح معانی مختلفی ذکر شده است اما آنچه که در اینجا مقصود است آن است که «خوب یا حسن» یعنی کاری که مورد مدح و ستایش همه عقلای عالم قرار گرفته و فاعل آن استحقاق ثواب اخروی را دارد و «بد یا قبح» یعنی کاری که مورد مذمت و نکوهش عقلا بوده و فاعل آن مستحق عقاب اخروی است.(۲)و اما ملاک خوبی بعضی افعال، تناسب و تلایم میان آنها و هدف مطلوب انسانی است و معیار بدی پارهای دیگر از کارهای آدمی، عدم تناسب و ناسازگاری آنها با کمال مطل...
ادامه مطلب
از جنگ نرم با عنوان جنگ شکلدهی ترجیحات دیگران یاد میشود[۱]. جنگی که در آن سه محور ماهواره، فضای سایبر و نرمافزارهای دیجیتال فعالیت میکنند، تا اراده و اختیار انسانها را در چنگال خود بگیرند و آنگونه که میخواهند دیگران را تربیت نمایند. اگر در جهان اسلام میبینیم عدهای اولویتها را فراموش کرده و به جای پرداختن به موضوعات مورد نیاز و به روز، به مسائلی دیگر میپردازند این ناشی از جنگ نرم دشمن است. همان دشمنی که با سه سلاح خود در خانه و کاشانهها وارد شده و تمام اقشار جامعه را مورد هدف قرار داده است. در این بین هستند پایگاههای که با جنگ نرم دشمن به مبارزه بپردازند و حیلهگریهای دشمنان را آشکار سازند. اما اجتماعیترین، مردمیترین و با سابقهترین پایگاه مساجد است. همواره از صدر اسلام تا کنون این مساجد بودها...
ادامه مطلب
خود قرآن کریم به یک چیزهایی اطلاق "نور" کرده است از جمله به قرآن اطلاق "نور" کرده که قرآن نور خداست یعنی نوری است که مخلوق خداست: «قد جائکم من الله نور و کتاب مبین* یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم»؛ «آری از جانب خدا نور و کتاب روشنگری برای شما آمده است. خدا هر کس را که در پی جلب رضای اوست به وسیله آن (کتاب) به راه های امن و سلامت رهنمون می شود.» (مائده/15 و 16) قرآن نور است و به سوی نور که معرفت خداوند است هدایت می کند پس معرفه الله، نور است. اگر از افرادی که فهمشان یک مقدار سطح پایین است بپرسند معنی «الله نور السموات» چیست؟ خیال می کنند نور حسی (مقصود) است، اما اگر کسی بتواند مطلب را خوب بفهمد به او می گوییم خدا نه تنها نو...
ادامه مطلب
دیدگاه قرآن در مورد پیشرفت در زندگی دنیوی و اخروی. در قرآن کریم می توان چند اصل را بعنوان عنصر افزایش پیشرفت و ترقی هم در زندگی دنیوی و هم چنین حیات آخروی نام برد. . توکل ،صبر ،شکر، تفکر . سعی داریم با توجه به آیات قرآن به این عناصر بپردازیم . توکل . توکل به معنای واگذاری کارها به دیگری هست.در حقیقت کسیکه کاری را باید انجام بدهد اما قادر به انجام دادن آن به خوبی نیست کارهای خود را به دیگری واگذار می نماید.در این نظام خلقت هیچ انسانی قادر نیست موفقیتهای خودش را مستقیما بدست آورد.بلکه در مواقعی چند لازم است تا دیگری را در کار خود سهیم نماید.با این بیان انسان باید بخشی از کارهای را که مطابق با قدرت او نیست به خداوند واگذار نماید.پی حقیقتا توکل به خدا این نیست که انسان کاملا گردن خود را از وضایف...
ادامه مطلب
چرا در اخلاق و تربیت دینی علم و عمل کنار هم هستند و به دانستن برای عمل تأکید شده است؟u200f از نگاه دین، علم و عمل چه نقشی میتوانند در رشد و پیشرفت معنوی انسان داشته باشند؟ نقش علم و عمل در رشد دینی انسان نویسنده: حسین جماعتی واژگان کلیدی: انسان، علم، عمل، رشد دینی، اخلاق، تربیت دینی.مقدمه چرا در اخلاق و تربیت دینی علم و عمل کنار هم هستند و به دانستن برای عمل تأکید شده است؟u200f از نگاه دین، علم و عمل چه نقشی میتوانند در رشد و پیشرفت معنوی انسان داشته باشند؟ انسانی که میخواهد در مسیر تربیت دینی و تکامل باشد، پس از يافتن راه و گرفتن دستورالعمل، حركت میكند و دستور را اجرا مینمايد. اگر اينگونه نباشد و قصد عمل وجود ندارد، علم و آگاهى او در این مسیر بيهوده است. كسى كه آهنگ حركت ندارد، چرا بىu200f...
ادامه مطلب
نظریه ای درباره وحی وجود دارد که نه مسئله وحی را به آن شکل عامیانه قبول می کند که وحی را چیزی نداند جز اینکه آدم حرف ها را از راه گوشش می شنود و یک فرشته هم مثل یک انسان می آید و از بالا پرپر می زند می آید پایین، و نه آن را یک امر عادی تلقی می کند که در سطح نوابغ بشری است. در این نظریه اعتقاد بر این است که در همه افراد بشر -ولی به تفاوت- غیر از عقل و حس یک شعور دیگر و یک حس باطنی دیگر هم وجود دارد و این در بعضی از افراد قوی است و آنقدر قوی می شود که با دنیای دیگر واقعا اتصال پیدا می کند؛ (دنیای دیگر چگونه است، ما نمی دانیم) به طوری که واقعا دری از دنیای دیگری به روی او باز می شود و تنها فعالیت وجود و نبوغ خودش نیست. مانند این که ممکن است دو نفر باشند که از نظر نبوغ فردی مثل همدیگر باشند، ول...
ادامه مطلب